تو را
همان گونه که هستی با همان غمِ همیشگی
تو را
با دلی ساده و تنگ بی دروغ پذیرفتم
دور بودم و غریب !!!
ولی دل به دیگران نبستم!!!
در انتظار،روزها را پشت سر نهادم
چشمهایم خسته...
که هیچ نمی بینم !
چشم به لبهایت و افق دوخته و دلتنگ ایستاده ام !!
دل به دیگران نخواهم بست !
با زبان بسته نگاهم !
دلتنگی هایم را تنها !
بر آسمان دیده گانت حک خواهم کرد ....!!
حواست هست !؟

نظرات شما عزیزان:
دنیای این روزای من 
ساعت9:22---13 اسفند 1390
زیـبــاســت یــادت
ببـیـن اگـر خــودت بــودی چــه غــوغـایــی مــی کردی
qasedak 
ساعت12:58---11 اسفند 1390
کفش های نیامدنت را بپوش
پاهای برهنه ام را واکس زده ام
برای اولین قطار
آی آدم ها 
ساعت1:12---10 اسفند 1390
Oldlove 
ساعت20:24---8 اسفند 1390
mohammad mahdi 
ساعت18:56---8 اسفند 1390
آرامتر تكانش دهید...
مرگ مغزی شده...
باید زودتر دفن شود...
چیزی برای اهدا هم ندارد...
احساسم است !
تا همین دیروز زنده بود
خودم دیدم ،
كسی لهش كرد و رفت..!
سلام عزیزم امیدوارم خوب باشی به ماهم سر بزن
دنیای این روزای من 
ساعت16:10---8 اسفند 1390
آغوشت دریاست
ماهی ها ی ریز و درشت اش
تنگ بلور نمی خواهند
چقدر می لغزی در آغوش واژه ها
باور زخمی من ...
من تنهام 
ساعت10:28---8 اسفند 1390
دلم بد جوري بي تابه بخاطر با تو بودن
تو رو مي خوام با تمام وجود و تار و پودم
مي دوني كلي منتظر موندم تا شبي كه بهم بگي
از اينجا به بعد توي واسم شريك زندگي
علی 
ساعت16:37---7 اسفند 1390
به گل سرخ گفتم نازنین دلم براش تنگ می شه و اونقدر حیا درام اگه ببینشم نمیتونم تو چشاش نگاه کنم گل سرخ نگاهم کرد گفت تو چقدر دوستش داری ؟ گفت به اندازه نور همه ستاره آبی گل سرخ گفت چرا رنگ آبی بکار بردی گفتم چون روح او بزرگواره و باعث آرامش قلبم می شه و حرافاش مثل گوهر بارزشه گل سرخ خندید و به نسیم گفت :برو از یاریش در دیار دور خبر بیار گفتم یارم همیشه در کنار منه و در قلبم حضور داره گل سرخ ای شابرک نامه یار براش ببر گفتم نام اینه
آرش 
ساعت15:12---7 اسفند 1390
دلتنگی......حاضر!
غم........حاضر!
درد.......حاضر!
دوری.....حاضر!
عشق.........؟
بلندتر می خوانم......عشق...؟
باز هم نیامده
غیبتهایش از حد مجازش دیریست که گذشته
اخراجش می کنم!!!!
با آنکه نمی شود اما زندگی را ادامه می دهم...!..
آپممممممممممممم.............
تنها 
ساعت14:54---7 اسفند 1390
كاش بودي تا دلم تنها نبود
تااسير غصه ي فردا نبود
كاش بودي تا نگاه خسته ام
بي خبر از موج و درياها نبود
كاش بودي تا دو دست عاشقم
غافل از لمس گل مينا نبود
كاش بودي تا زمستان دلم
اين چنين پر سوز و سرما نبود
كاش بودي تا فقط باور كني
بي تو هرگز زندگي زيبا نبود
کاش قلبم درد پنهانی نداشت
چهره ام هرگز پریشانی نداشت
برگهای آخر تقویم عشق
حرفی از یک روز بارانی نداشـــــــت
کاش می شد خالی از تشویش شد
برگ سبـــــــــــــــز تحفه درویش شد
کاش تا دل می گرفت و می شکست
عشق می آمد کنارش می نشست
کاش من هم یک قناری می شدم
در تب آواز جاری می شدم
بال در بال کبوتر می زدم
آن طرفتر ها کمی سر می زدم
با قناری ها غزل خوان می شدم
پشت هر آواز پنهان می شدم .
Oldlove 
ساعت14:33---7 اسفند 1390
صداي قلب تو را پشت آن حصار بلند
هميشه ميشنوم
هميشه سوي تو ميآيم
هميشه در راهم
هميشه با توام اي جان
هميشه با من باش!!
خيلي زيبابود مهربان جان....اگه ميشه رنگ نوشتهاتو عوض كن...يه موقع ناراحت نشي...بازم ببخشيد پاسخ: سلام دوست خوبم باشه چشم
|